ابراهيم عاملي ( موثق )

331

تفسير عاملي ( فارسي )

آنها حكم كرد كه فرزند بىپدر بايد متولَّد از خدا باشد ، پس بعقل خود دريافتند ، كه عيسى فرزند خدا است ، لكن امّت محمّد صلى اللَّه عليه و آله و سلم راه حقّ را با جذبه و كشش خداوندى و پيروى از راهنمائى حبيب او پيمودند ، و از رنج و محنت استدلال به وسيله ى برهان وصال آسوده شدند ، چنانچه شبلى بغدادى آنگاه كه كتابهاى خود را مىشست با آنها ميگفت : چه خوب راهنمائى هستيد ولى پس از وصول به مقصد احتياجى بشما نيست . مثنوى گويد : چون شدى بر بامهاى آسمان سرد باشد جست و جوى نردبان آينه روشن كه شد صاف و جلى جهل باشد بر نهادن صيقلى پيش سلطان خوش نشسته بس قبول زشت باشد جستن نامه و رسول پس پيروان محمّدى چون عارف بجلال خداوندى شدند بنور صفات حقّ تشخيص دادند كه فقطَّ آدمى نگهبان امانت خداوند است كه نور فيض الهى است و كاملترين فرد انسان پيغمبرانند ، و چون عيسى از نور فيض حقّ بهره مند شد ، باذن او مرده زنده ميكرد ، و از گل پرنده ميساخت ، او صورت و وسيله عمل بود و صفت خالقيّت حقّ موجب و اصل پيدايش ، همچنان كه بوسيله ى مخروط بلَّور از پرتو خورشيد پنبه ميسوزد ، كه آن مخروط وسيله است و بواسطه ى صفا و قابليّت ، نور و حرارت از سر چشمه فيض خورشيد ميگيرد و به پنبه نرم قابل احتراق مىرساند تا آن ميسوزد ، پس فعل و كار سوختن از خورشيد است و سوزاندن از بلَّور است كه واسطه ى رساندن فعل است بمفعول ، پس استعداد بلَّور موجب شده است كه واسطه ى رساندن نور و حرارت باشد بپنبه ، نه آنكه اصل خورشيد در بلَّور وارد شده باشد ، همينطور است حال پيغمبران و أولياء اللَّه كه واسطه ى رساندن فيض هستند ، با اين تفاوت كه پيغمبران خود داراى چنين استعداد هستند ، ولى اولياء بواسطه ى پيروى پيغمبران به اين مقام ميرسند . « لُعِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا » 81 مجمع : در معنى اين آيه چند قول است :